مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 23
ميزان الطب ( فارسى )
سنت نياكان خود ، و از آن جمله با طب سنتى ، وداع و بلكه قهر كردهايم ، هنوز هستند ملتهايى كه همان جنبهها را زنده نگاه داشتهاند و تاريخ گذشتهء ما را در جاى ديگرى از جغرافياى جهان معاصر پيش چشم ما متجلى ساختهاند . براى ما ايرانيان ، بهترين نمونه شبه قارهء هند و پاكستان است . اين شبه قاره را مىتوان موزه بزرگى دانست كه در آن بسيارى از دستاوردهاى فرهنگ ايرانى اسلامى به طور طبيعى محفوظ مانده است ، از آن جمله طب سنتى ايران است . در هند و پاكستان ، اشتغال به طب سنتى جرم و جنايت محسوب نمىشود ، بلكه به موازات طب جديد ، به صورت رسمى ، در زندگانى مردم دخالت و شركت دارد . در بسيارى از دانشگاههاى معتبر ، دانشكدههاى طب يونانى ؛ يعنى دانشكدههاى طب سنتى ، در كنار دانشكدههاى طب جديد و مستقل از آنها ، « حكيم » تربيت مىكنند . در آنجا « دواخانههاى » طب سنتى در كنار مطب حكيمان ، ما را به ياد عطاريهاى پر رونق نيشابور مىاندازد ، البته آن نيشابورى كه هنوز مورد حملهء مغول قرار نگرفته بود . نگارنده ، خود در اين شبه قاره ، شاهد وقايع و واقعيات بسيارى بوده است كه همه از زنده و مفيد بودن و بلكه لازم بودن طب سنتى حكايت مىكرده است . انبوه بيمارانى كه همه روزه در دهلى و كراچى و همهء شهرهاى بزرگ ديگر هند و پاكستان در شعبههاى « مؤسسهء همدرد » گرد مىآيند . حكيمانى كه در دانشكدهء طب يونانى دانشگاه اسلامى « عليگره » به تدريس و تحقيق و معالجه مشغولند ، بيمارستان بزرگ طب يونانى حيدرآباد دكن كه مريضان گوناگون را از زن و مرد و پير و جوان و خرد و كلان در بخشهاى مختلف خود جاى داده است ؛ آزمايشگاههاى داروسازى بزرگى كه در آنها پشته پشته گياهان طبيعى را به حبّ و معجون و دواهاى مختلف مبدّل مىسازند ، و بالاخره نسخههايى كه حكيمان جملگى به فارسى مىنويسند ، همه و همه آيت روشنى است كه ما را به آشتى با گذشتهء خود فرامىخواند . يا بايد گفت اين همه مردمى كه در اين شهرهاى آباد و پرجمعيت بدين عطاريها و بيمارستانها